|
عطش عشق عطش عشق
| ||
|
در وصف علمدار عشاق ابلفضل علمدار
کیستی ، ای داغ عرفان بر جبین در تحرک اولین کوه زمین
طاق ابروی تو کاشی برنداشت شرح حال تو حواشی برنداشت
سالها پیش از حدوث آشتی تو تجارتخانه دل داشتی
مزرع سبز فلک مال تو بود هر چه سبزی بود در شال تو بود
بی تو ملک غبطه آبادی نداشت این چنین جعفر* شدن شادی نداشت
مادر تو سالها پیش از غزل آفرینش درس می داد از ازل
جانمازش معبر جبرئیل بود چادرش از بال میکائیل بود.
حضرت مریم به پابوس درش وقت قبلی میگرفت از دفترش
بین صدها نذر رایج تر تویی از همه باب الحوائج تر توئی
با رعایا چون وکیلان داد کن کدخدائی در حسین آباد کن
جز تو بعد از چهارده یکتا که شد زیر این هفت آسمان دریا که شد .
خوب میدانی ، (خوب میخوانی) عرائض خط به خط سائلانت را نمیگیری غلط
بی تو نذری های ما ته میگرفت روضه خوان شور کوته میگرفت
ای دل سرگشته ات را قبلتین گه به سوی زیبنی ، گاهی حسین
باز اشکم گریه یک لاف شد انما العمال بالنیات شد
ای دعای مستجاب فاطمه ای سحاب بی حساب فاطمه
شد زتشریف تو در شط فرات رستخیز باقیات و صالحات
بس که در طرح مهارتها نوئی در شجاعت زینب ثانی توئی
آن مبادا ، بین این دلواپسی آیه هایت را به هم ریزد کسی ...
کوفیان چشم سیاهت دیده اند بد صفت ها بی پناهت دیده اند
ترسم اینک تیر اندازی کنند نیزه ها با پیکرت بازی کنند. [ جمعه چهارم آذر 1390 ] [ 14:44 ] [ سعید پارسایی زاده ]
پس از ممانعت حر از حرکت امام حسین(ع)
پس از ممانعت حر از حرکت امام حسین (ع) (امام حسین همچنان به راه خویش ادامه می داد) تا آن که روز دوم محرم بود که امام حسین (ع) قدم بر سرزمین کربلا نهاد، هنگامی که به آن سرزمین وارد شد فرمود : "" اینجا چه نامی دارد ؟ "" گفتند : "کربلا" امام (ع) فرمودند : ""من از کرب و بلا ( اندوه و بلا) به تو پناه می برم"" سپس فرمودند : اینجا سرزمین اندوه و بلاست و فرمودند : "" پیاده شوید که اینجا ، محل فرود آمدن ما و جایگاه کشته شدن ما و مدفن ماست . این خبری است که جدم رسول خدا (ص) به من داده است "" پس همگی بارها را گشودند و در آن سرزمین فرود آمدند.. و در سوی دیگر نیز حر با سپاهیانش منزل کردند.
اف بر دوستی تو ای روزگار
امام حسین (ع) نشسته بود و مشغول اصلاح و تعمیر شمشیر خود بود و در این ضمن ،اشعاری را در زیر لب زمزمه می کرد : "" ای روزگار اف بر دوستی تو؛ چه بسا یاران و طالبانی را که در بامداد و شامگاهت کشتی. آری ؛ روزگار به جای آنان دیگری را نپذیرد. به راستی که پایان کار در دست خدای شکوهمند است و هر زنده ای باید این راه را طی کند.""
حسین (ع) خبر مرگ خود را می دهد
راوی گفت: هنگامی که که حضرت زینب (ع) این اشعار را شنید فرمود : "" برادر جان ؛ این حرف کسی است که به کشته شدن خویش یقین پیدا کرده است"" امام فرمودند : "" آری خواهرم"" حضرت زینب (ع)فرمودند : ""آه چه مصیبتی ؛ این حسین است که خبر از شهادت و مرگ خویش می دهد.""
وای از ذلت بعد از تو اباعبدالله
راوی گفت : زنان همگی شروع به گریستن نمودند ، به صورت های خویش سیلی می زدند و گریبان چاک می نمودند ، ام کاثوم پیوسته فریاد می زد : "وا محمدا...وا علیا...وا اخاه.... واحسینا......." امام مظلوم بعد از دلداری خواهران به آنها فرمود : "" خواهرم ام کلثوم ،تو ای زینب، وتو ای فاطمه و رباب ، گوش دهید، هنگامی که من به شهادت رسیدم ، گریبان چاک مسازید و صورت هایتان را با ناخن نخراشید و سخنان بیهوده بر زبان میاورید""
بیهوش شدن حضرت زینب(ع)
حضرت زینب (ع) فرمودند: "حسین جان پدرو مادرم فدایت شوند، من فدایت شوم ؛ آیا تو را میکشند؟" امام حسین (ع) در حالی که گریه راه گلویش را بسته بود و دیدگانش پر از اشک شده بود فرمود: ""خواهر جان اگر مرغ قطا را به حال خود رها می کردند، در آشیانه خود می خوابید"" حضرت زینب فرمودند: "ای وای بر من ، آیا خودت را اسیر و گرفتار دشمن می دانی، تحمل این داغ بر دل من سخت و دشوارتر است"" ای سخنان را فرمود، سپس دست برد و گریبان خویش را پاک نمود و بی هوش بر زمین افتاد. [ جمعه چهارم آذر 1390 ] [ 14:31 ] [ سعید پارسایی زاده ]
بازخوانی سخنرانی عجیب استاد پناهیان 15 بهمن 1389 :خروج سفیانی بسیار نزدیک است -
بايد مرز بين اردن و سوريه و عراق و عربستان را به هم بريزد تا نقشه
خاورميانه عوض شود. حتي بايد به مرزهاي سوريه و تركيه هم تعدي كند! كمك 6 ميليون دلاري آمريكا به مخالفان سوریهآيا شبيه ظهور سفياني كه در روايت فرمودهاند كه در خاورميانه خواهد بود، نيست؟ آيا در روايات نفرمودهاند كه سفياني ابتدا ادعاي اسلامخواهي و آزاديخواهي ميكند، ضد استكبار شعار ميدهد، ولي از داخل با آنها بسته و بعد ميآيد فرامرزي عمل ميكند، مرز بين اردن و سوريه را به هم مي ريزد، مرز سوريه و تركيه را به هم ميريزد، مرز عراق و سوريه را به هم ميريزد، مرز عراق و عربستان را به هم ميريزد. سفيانياي كه ما در روايات خواندهايم، عيناً همين نقشه تغيير خاورميانه را عمل ميكند. اولش هم با يك موج اسلامخواهي است و پشتش هم غربيها هستند. واکنش حضرت امام خامنه ای در قبال اوضاع سوریه در نوع خودش بسیار شنیدنی است : امام خامنه ای:"موضع ما در مقابل این حركتهاى مردمى روشن است: هر جا حركت اسلامى است، مردمى است، ضد آمریكائى است، ما با این حركت همراهیم؛ اما اگر در جائى ببینیم با تحریك آمریكائىها، با تحریك صهیونیستها، یك حركتى به راه افتاده است، با آن حركت همراهى نمیكنیم. ما با حركتهاى ضد آمریكائى و ضد صهیونیستى همراهیم. آنجائى كه خود آمریكا و خود صهیونیستها وارد میدان میشوند تا یك رژیمى را ساقط كنند، تا یك كشورى را اشغال كنند، آنجا ما نقطهى مقابل حركت آمریكائىها قرار میگیریم." حضرت امام خامنه ای به صراحت میفرمایند که ما در مقابل این تحرکات خواهیم ایستاد ! ( کاش قدری همانند و استاد پناهیان در این سخن تفکر کنیم ) اگر جویای اخبار سوریه باشید به عمق استراتژی نظام مستبد جهانی علیه سوریه پی خواهید برد که با ارقام نجومی سعی در قوی ساختن معترضان دولت سوریه و براندازی حکومت این کشور و در پی آن حاکم کردن شخصی و یا نظامی مبتنی بر آرمان های دنیای استکبار دارند : سلمان رشدي خواستار تحريم سوریه شد بانكي مون سخنان بشار اسد را بياعتبار خواند اتحاديه اروپا ارتش سوریه را در ليست تحريم قرار داد دمشق: اسرائيل دشمن اصلی سوریه است پشتپرده تحولات سوریه در گزارشهاي اسرائيلي همكاري تركيه با آمريكا، عربستان و رژيم صهيونيستي براي ايجاد ناامني در سوریه اروپا بر اعمال فشار عليه سوریه ميافزايد افشاي ارتباط موساد با بحران سوریه ناآرامی سوریه طرح آمريكايي سال 2002 جانبولتون است افشاي حمايت افسران سازمان سيا از مخالفان بشار اسد تركيه حريم هوايی سوریه را نقض كرد دو مسئول آمريكايي: واشنگتن هجمه سنگيني عليه سوریه آغاز كرده است انگليس در انديشه ايجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز سوریه اشك تمساح آمريكا براي مردم سوریه پيشنهاد آمريكا به تركيه براي همكاري درباره سوریه واشنگتن به همكاري مسكو درباره سوریه اميدوار است خنثيسازي طرح ترور سيا در سوریه و بازداشت تيم ترور توطئه جديد عليه سوریه؛ ايجاد منطقه حائل در مرز با تركيه اینها تنها گوشه ای از تلاش غرب برای براندازی سوریه و خروج یحتمل سفیانی در آینده ی نزدیک است و باز فرمایش حضرت آقا را زمزمه میکنیم که ما در مقابل این حرکت خواهیم ایستاد !!! در ادامه با بازخوانی سخنرانی بی نظیر استاد پناهیان با موضوع - خروج سفیانی بسیار نزدیک است - پی به برخی تحرکات پیش رو در آینده ی نزدیک خواهیم برد : در زمان خود حضرت امام كساني بودند كه سعي ميكردند سخنان امام را تعديل كنند و دائماً ميگفتند زياد تند نرويد! بگذاريد اين جوري بگوييم. آنها الان هم اگر دستشان برسد به سخنان رهبري هم رحم نميكنند و ميخواهند جريان ولايتمداري را تعديل كنند! بعد از آن چه باقي خواهد ماند؟ انشاءالله اين مطالبه ما كه بايد بيش از پيش به تقويت ولايت و ولايتمداري پرداخته شود و نخبگان جامعه ما بايد در اين زمينه پيشتاز باشند تا مورد طرد و نفرين مردم قرار نگيرند، محقق شود و اين نيازمند مجاهدت شبانه روزي كساني است كه ميخواهند در پيروزي قريبالوقوع جهان اسلام و مقدمه سازي ظهور آقا امام زمان(علیه السلام) نقش فعالي را ايفا كنند. شما هم كه نقش فعالي را ايفا نكنيد، خدا فرشتگان و ملايكه و نيروهاي گمنام زيادي در ميان مردم دارد و آنها را به كار خواهد گرفت و از آنها در جهت مقدمهسازي براي ظهور آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) استفاده خواهد كرد. ميخواستم در مورد مسايل منطقه هم سخناني بگويم كه الحمدلله سخنان مقام معظم رهبري در اين زمينه كامل و واضح بود و مردم ما هم الحمدلله بسيار هوشيار هستند و نياز به ذكر هيچ مطلبي نيست؛ اما اين را هم از بنده به عنوان حسن ختام كلام داشته باشيد. شما ميبينيد كه آمريكاييها در مقابل موج اسلامخواهي و حتي آزاديخواهي، موج استكبارستيزي و صهيونيسمستيزي ديگر نميتوانند مقاومت كنند. در چنين وضعيتي به نظر شما آنها چه ميكنند؟ تا جايي كه به ضررشان نباشد با احتياط با اين قيامها همراهي ميكنند، تا آنجا كه آمريكاي جهانخوار به دولت مصر ميگويد: آقا! كوتاه بيا و ژست دموكراتيك به خودش ميگيرد! اين جرثومه فسادي كه تمام جنايتهاي دوران معاصر زير سر اوست، دارد ميگويد كوتاه بيا. اين همراهي در تونس، در مصر و در هر كشوري كه تحركي صورت بگيرد، ادامه خواهد داشت. پيشبيني شما از اين همراهي چيست؟ آينده دور اين همراهي را چه ميبينيد؟ آينده نزديك اين همراهيها اين است كه اگر بتواند، اين حركتها را از مسيرشان منحرف و يا با ايجاد آشوب، مردم اين منطقهها را از قيام خودشان پشيمان ميكند. ولي آينده دور چگونه خواهد بود؟ يك كمي محاسبه كنيد. ميخواهم كوتاه سخن بگويم. بنده پيشبيني ميكنم و محاسبات هم همين را ميگويند كه در آينده انشاءالله نه چندان دوري اينها ميفهمند كه نميتوانند در مقابل حركت اسلامخواهي بايستند. البته الان هم اين را فهميدهاند. پس بايد چه كار كنند؟ خواهيد ديد كه به اين نتيجه خواهند رسيد كه بايد بيايند و موجهاي بعدي اسلامخواهي را خودشان در منطقه سازماندهي كنند. شما اين پيشبيني را نميكنيد؟ چرا صبر كنند كه موج اسلامخواهي بلند شود و بعد براي كنترل آن هزينههاي زيادي را بپردازند؟ از همان اول موجهاي اسلامخواهي و تحركهاي اسلامخواهي را در منطقه شكل ميدهند. آيا اين پيشبيني معقول به نظر ميرسد كه قدم بعدي را بگويم؟ فهمش خيلي راحت است. وقتي ميبينند دور، دور اسلامخواهي، آزاديخواهي يا حتي استكبارستيزي و صهيونيسمستيزي است، ميگويند چرا ما اين كار را نكنيم؟ خودمان ميآييم و يك حركت ايجاد ميكنيم. اين طور نيست كه اينها بگويند حالا كه دستمان لو رفته، ميرويم و حركت ديگري را انجام ميدهيم. يقين داشته باشيد كه راه ديگري ندارند. تمام راهها را بشمريد. راه ديگري نمانده. مجبورند اين راه را بروند. بعد از شما سوال ميكنم اگر اينها بخواهند در منطقه يك حركت اسلامخواهانه و استكبارستيزانه و حتي به صورت ظاهري ضد صهيونيسم راه بيندازند كه خودشان آن را هدايت كنند، دست كدام كشور خواهد بود؟ خواهش ميكنم با محاسبه پاسخ بدهيد. بنده تصورم اين است كه اينها اين حركت را به صورت فرامنطقهاي در كنار فلسطين اشغالي انجام خواهند داد. چرا؟ چون ده سال است كه به دنبال تغيير نقشه خاورميانه بودهاند و تا به حال نشده است. حركت اسلامخواهانهاي كه توسط صهيونيستها و غربيها سازماندهي شود، فرامنطقهاي خواهد بود و حركتي است كه ميايد و سعي ميكند در چند كشور خودي نشان بدهد. منطقه آغازين آن كجا خواهد بود؟ فرض كنيد كه ما منطقه آغازين را پيش بيني نميكنيم، ولي اگر يك حركت به ظاهر اسلامخواهانه توسط استكبار در منطقه شكل بگيرد و بخواهد نقشه خاورميانه را به هم بزند، بايد مرز بين اردن و سوريه و عراق و عربستان را به هم بريزد تا نقشه خاورميانه عوض شود. حتي بايد به مرزهاي سوريه و تركيه هم تعدي كند. چرا نقشه خاورميانه بايد به هم بريزد؟ چرا حيات استكبار به موضوع بسته است؟ علتش را از كساني بپرسيد كه بيش از ده سال است دارند فرياد مي زنند كه نقشه خاورميانه بايد تغيير كند. بايد دوره بگذاريم و در مورد اين موضوع بحث كنيم كه چرا اين قضيه اين قدر براي استكبار مهم است؟ اين حركت اسلامخواهانهاي كه بخواهد نقشه خاورميانه را به هم بريزد و يك جنگ داخلي منطقهاي را به راه بيندازد، با يك منطق ديگر هم جور در ميآيد. وقتي انتفاضه شروع شد، شارون گفت اگر انتفاضه خاموش نشود، مردم خاورميانه بايد منتظر اتفاقات مهمي باشند. طبق پروتكلها آنها رفتند و سربازان مسيحي را آوردند و به جنگ مسلمانها در منطقه فرستادند تا خودشان امنيت پيدا كنند، ولي نتيجه نگرفتند. بعد تصميم گرفتند از سربازان مسلمان عليه مسلمانان استفاده كنند. پيش بيني بنده اين است كه اينها يك حركت فرامرزي اسلامخواهي در منطقه به راه مياندازند. اول شعارهاي اسلامي ميدهند، بعد شروع ميكنند به قلع و قمع و نابود كردن مسلمانان منطقه. آيا آمريكا براي تضعيف اسلامخواهي در منطقه راه ديگري دارد؟ تا فردا صبح وقت داريد فكر كنيد ببينيد راه ديگري وجود دارد يا نه؟ اگر به اينجا برسيم، آيا شبيه ظهور سفياني كه در روايت فرمودهاند كه در خاورميانه خواهد بود، نيست؟ آيا در روايات نفرمودهاند كه سفياني ابتدا ادعاي اسلامخواهي و آزاديخواهي ميكند، ضد استكبار شعار ميدهد، ولي از داخل با آنها بسته و بعد ميآيد فرامرزي عمل ميكند، مرز بين اردن و سوريه را به هم مي ريزد، مرز سوريه و تركيه را به هم ميريزد، مرز عراق و سوريه را به هم ميريزد، مرز عراق و عربستان را به هم ميريزد. سفيانياي كه ما در روايات خواندهايم، عيناً همين نقشه تغيير خاورميانه را عمل ميكند. اولش هم با يك موج اسلامخواهي است و پشتش هم غربيها هستند. الان به وضع منطقه كه نگاه ميكنيم مي بينيم شرايط از نظر تحليل سياسي و تحليل اوضاع منطقه خيلي به سفياني نزديك شده. ميپرسيد سفياني كي ظهور ميكند؟ بنده كه خبر ندارم، ولي در مقام تحليل عرض ميكنم كه خيلي به هم نزديك شده است. بگذريم از اخباري كه قبل از ظهور در مورد سرنگون شدن برخي از حكام ستمگر در منطقه وجود دارند. حالا ديگر در آن جزييات وارد نميشوم. ما در چه شرايطي به سر ميبريم؟ انصافاً شرايط ما خيلي به شرايط آخرالزمان نزديك شده است. اين آمادگي را در خودتان داشته باشيد، وضع منطقه را با بصيرت تعقيب كنيد، با بصيرت به تقويت امنيت جمهوري اسلامي بپردازيد كه يك راه بيشتر ندارد و آن هم تقويت ولايت است. وقتي اوضاع منطقه به هم ريخت، تنها نقطه باثبات و امنيت كجاست؟ مملكت شيعي ايران[صلوات حضار[ انشاءالله همه آرزوهاي مردم مظلوم و نازنين ايران اسلامي ما محقق خواهند شد و ما خواهيم ديد كه سالها مرگ بر آمريكا گفتهايم، مرگ آمريكا را به چشم خواهيم ديد؛ سالها مرگ بر اسراييل گفتهايم؛ مرگ اسراييل را واهيم ديد. سالها عليه ظلم و ستم و استكبار فرياد زدهايم، ظلم و استكباري كه تمدن غرب بر آن بنا نهاده شده است؛ فروريختنش را انشاءالله خواهيم ديد و خون شهدا اثر خودش را خواهد گذاشت. آن وقت است كه تازه جلسات روضهخواني راه مياندازيم و مينشينيم و در بهار آزادي جاي شهدا را خالي و پاي ركاب آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) براي ابا عبدالله الحسين(علیه السلام) گريه ميكنيم. علمداران آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) براي علمدار حسين(علیه السلام) چه گريهاي بكنند. آيد به جهان اگر حسین دگري / حاشا كه برادري چو عباس آيد. انشاءالله كه شما جزو علمداران آقا باشيد. دعا كنيم خدايا ! تحولات منطقه را مقدمه عاجل ظهور آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار بده. پيامبر گرامي وعده فرموده است كه فتنههاي آخرالزمان موجب رسوايي منافقين خواهد شد. خدايا! فتنه 88 را كماكان موجب رسوايي منافقين كه تا كنون رسوا نشدهاند، قرار بده. خدايا! در برابر ديگان ما دستهاي مجروح رهبر ما را به دستان پر بركت مهدي فاطمه متصل بفرما. خدايا! در اثر صلابت اسلام و عزت مسلمين و اقتدار جامعه اسلامي ما دشمنان را روز به روز دچار اشتباهات بيشتر بگردان و آنان را با اشتباهات خودشان نابود بگردان. خدايا! مردم مصر را به عاليترين بصيرت و به پيروزيهاي غيرمترقبه فراوانتر از مجاهدتي كه دارند، برسان. خدايا! منافقاني را كه در مصر بخواهند قيام مردم را منحرف كنند و كافراني را كه بخواهند پشت پرده بر اين قيام آثار سوء بر جاي بگذارند، رسوا و نابود بگردان. موجبات تحول تمام مردم مسلمان و نجات و خلاصيشان از مكايد كفار و مستكبران عالم را فراهم بگردان. يك دعاي بينالمللي فرامذهبي و فرا اسلامي هم بكنيم. خدايا! مسيحيان مظلوم عالم را كه تحت ستم صهيونيستها هستند با ظهور آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و پشت سر ايشان حضرت مسيح بن مريم(علیه السلام) از زير يوغ ستم صهيونيستها نجات عنايت فرما. خدايا! نابودي صهيونيسم را در برابر ديدگان ما و با دستان ما محقق بگردان. دل رهبر عزيز انقلابمان را هر لحظه شادتر بگردان. بهترين اخبار شاديآفرين را براي مردم مسلمان منطقه، براي مردم ايران اسلامي، براي قلب نايب امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در اين هفته به ارمغان بياور. و صلي الله علي محمد و آله. به امید برافراشتن پرچم لا اله الا الله بر بلندای عالم به دست توانای عزیز فاطمه ! اللهم عجل لولیک الفرج [ یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ] [ 21:24 ] [ سعید پارسایی زاده ]
جایی که دل دشمن هم سوخت
ابو خلیق را پیش مختار بردند. مختار از او پرسید : ای ملعون ؛ در کربلا هیچ کاه دلت به حال آقای ما حسین (ع) سوخت؟ گفت : بلی ای امیر یک مرتبه آن قدر دلم سوخت که مرگ را از خدا خواستم تا آن حال زار حضرت را نبینم. فرمود: بگو ببینم چه وقت بود؟ گفت:امیر ؛ هنگامی که سیدالشهدا طفل کشته خود را زیر عبا گرفت و از میدان برگشت رو به خیمه ها کرد من تماشا می کردم دیدم زنی مجلله چادر به سر و نقاب و صورت بیرون خیمه ایستاده گویا مادر آن طفل بود که انتظار بچه اش می برد. همین که امام (ع) چشمش به مادر افتاد که منتظر ایستاده برگشت مقداری صبر کرده دوباره رو به خیمه آورد. خجالت کشیده ة برگشت. تا سه مرتبه امام رو به خیام رفت و برگشت. و از مادر علی اصغر خجالت کشید. چون آن حالت حسین (ع) را دیدم جگر کباب شد. مختار گفت: ای ملعون آخر چه شد؟ گفت: امیر ؛ بالاخره امام از مرکب پیاده شد طفل را روی زمین نهاد و با غلاف شمشیر قبری حفر نمود بر آن طفل نماز خواند و او را به خاک سپرد و برگشت. مختار از شنیدن این گفتار صیحه ای کشید افتاد و غش کرد . بعد از به هوش آمدن گریبان درید و بر سر و سینه زد و فرمود : این حالت آخر امام حسین (ع) دلم را از همه بیشتر سوزانید که نخواست بعد به بدن این طفل کسی آزار برساند یا سرش ببرند و یا زیر سم اسب ها پایمان شود. ابوخلیق گفت : ای امیر؛ بخدا قسم نگذاشتند بدن آن طفل صحیح و سالم بماند . روز یازدهم سر هر سروری به سرداری دادند که جهت افتخار بر نیزه کند و به کوفه نزد ابن زیاد برد و جایزه بگیرد. به ابو ایوب غنوی- که سرکرده ی بیل داران بود –سری از شهدا نرسید لذا به بیل داران دستور داد تا زمین کربلا را زیر و رو کردند و جسد آن طفل را یافتند و بیرون آورده سرش را بریدند و بر سر نیزه زدند و به کوفه آوردند. ابوخلیق گوید : خودم در حظور ابن زیاد بودم که سر حسین (ع) با سر علی اصغر هر دو در میان یک تشت بود و نیز سایر سرها در میان طبقه ها و سر ها نهاده بود ودائم صورت حسین (ع) مقابل صورت علی اصغر بود.
امان ازدل رباب................................................................................................ [ سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390 ] [ 12:8 ] [ سعید پارسایی زاده ]
[ سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390 ] [ 12:4 ] [ سعید پارسایی زاده ]
خواب دیدم
خواب دیدم خواب اینکه مرده ام خواب دیدم خسته و افسرده ام روی من خروارها از خاک بود وای قبر من چه وحشتناک بود تا میان گور رفتم دل گرفت قبر کن سنگ لحد را گل گرفت ناله می کردم ولیکن بی جواب تشنه بودم تشنه یک جرعه آب بالش زیر سرم از سنگ بود غرق وحشت سوت و کور و تنگ بود خسته بودم هیچ کس یارم نشد زان میان یک تن خریدارم نشد هرکه آمد پیش حرفی راند و رفت سوره حمدی برایم خواند و رفت نه شفیقی نه رفیقی نه کسی ترس بود و وحشت و دلواپسی آمدند از راه نزدم دو ملک تیره شد در پیش چشمانم فلک یک ملک گفتا بگو نام تو چیست آن یکی فریاد زد رب تو کیست ای گنهکار سیه دل بسته پر نام اربابان خود یک یک ببر در میان عمر خود کن جستجو کارهای نیک و زشتت را بگو ما که ماموران حق داوریم اینک تو را سوی جهنم می بریم دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود دست و پایم بسته در زنجیر بود نا امید از هر کجا و دلفکار می کشیدندم به خفت سوی نار ناگهان الطاف حق آغاز شد از جنان درهای رحمت باز شد مردی آمد از تبار آسمان نور پیشانیش فوق کهکشان چشمهایش زندگانی می سرود درد را از قلب آدم می زدود گیسوانش شط پر جوش و خروش در رکابش قدسیان حلقه بگوش صورتش خورشید بود و غرق نور جام چشمانش پر از شرب طهور لب که نه سرچشمه آب حیات بین دستش کائنات و ممکنات خاک پایش حسرت عرش برین طره یی از گیسویش حبل المتین بر سرش دستار سبزی بسته بود بر دلم مهرش عجب بنشسته بود در قدوم آن نگار مه جبین از جلال حضرت عشق آفرین دو ملک سر را به زیر انداختند بال خود را فرش راهش ساختند غرق حیرت داشتند این زمزمه آمده اینجا حسین فاطمه صاحب روز قیامت آمده گویی بهر شفاعت آمده سوی من آمد مرا شرمنده کرد مهربانانه به رویم خنده کرد گفت آزادش کنید این بنده را خانه آبادش کنید این بنده را اینکه اینجا این چنین تنها شده کام او با تربت من وا شده مادرش او را به عشقم زاده است گریه کرده بعد شیرش داده است بارها بر من محبت کرده است سینه اش را وقف هیئت کرده است اینکه می بینید در شور است و شین ذکر لالائیش بوده یا حسین(ع) دیگران غرق خوشی و هلهله دیدم او را غرق شور و هروله با ادب در مجلس ما می نشست او به عشق من سر خود را شکست سینه چاک آل زهرا بوده است چای ریز مجلس ما بوده است خویش را در سوز عشقم آب کرد عکس من را بر دل خود قاب کرد اسم من راز و نیازش بوده است خاک من مهر نمازش بوده است پرچم من را بدوشش می کشید پا برهنه در عزایم می دوید اقتدا به خواهرم زینب نمود گاه میشد صورتش بهرم کبود بارها لعن امیه کرده است خویش را نذر رقیه کرده است تا که دنیا بوده از من دم زده او غذای روضه ام را هم زده اینکه در پیش شما گردیده بد جسم و جانش بوی روضه می دهد حرمت من را به دنیا پاس داشت ارتباطی تنگ با عباس داشت نذر عباسم به تن کرده کفن روز تاسوعا شده سقای من گریه کرده چون برای اکبرم با خود او را نزد زهرا می برم هرچه باشد او برایم بنده است او بسوزد صاحبش شرمنده است در قیامت عطر و بویش میدهمپیش مردم آبرویش میدهم باز بالاتر به روز سرنوشت میشود همسایه من در بهشت آری آری هرکه پا بست من است نامه ی اعمال او دست من است [ شنبه بیست و یکم آبان 1390 ] [ 20:32 ] [ سعید پارسایی زاده ]
خروج سید الشهداء از مکه
امام حسین (ع) در روز سشنبه ، سوم ماه ذی الحجه ، یا به قولی دیگر در روز چهارشنبه هشتم ذی الحجه سال 60 هجری از مکه خارج شد، خبر شهادت حضرت مسلم هنوز به آن حضرت نرسیده بود ؛ زیرا درست در همان روزی که حسین (ع)از مکه خارج شد ، مسلم به شهادت رسید.
خطبه پرشور حسین (ع) در هنگام خروج
امام حسین (ع) آن هنگام که آهنگ خروج از مکه را نمود ،به پا خواست و (خطبه پرشوری خواند و ) فرمود: ""حمد وسپاس مخصوص پروردگار است، خدایی که آن چه اراده کند عملی می سازد و نیرویی جز نیروی خداوند نیست. درود خداوند بر رسول گرامی او باد. خط مرگ چونان اثر گردنبند در گردن دختران جوان ، بر فرزند آدم مسلم است. من به دیدر (اجداد) و گذشتگان آن چنان مشتاقم که یعقوب (ع) به دیدار یوسف (ع)اشتیاق داشت ، قتلگاهی برای من مهیا گشته است که من باید بدان جا بروم. گویا می نگرم که درندگان بیابان در سرزمینی میان نوامیس و کربلا، اعضای بدم مرا از هم پاره می کنند و می درند.تا بدینوسیله شکم های گرسنه خویش را از من سیر نمایند. آری، راه گریزی از سرنوشت محتوم نیست. آنچه که خداوند بدان راضی هستم باشد،ما نیز به آن راضی ایم و در مقابل بلاهایی که بر ما می رسد صبوریم، و خداوند نیز بهترین پاداش صابران را به ما خواهد داد. هرگز پاره تن رسول خدا (ص) از او جدا نخواهد شد و ما در بهشت در کنار آن حضرت خواهیم بود تا چشمان آن حضرت به دیدن ما روشن شود و به این وسیله وعده الهی تحقق به خود گیرد ، من صبح فردا از مکه عزیمت خواهم نمود، هرکس خواسار آن است که در راه من خون خویش را نثار کند و مهیای سفر است، همراه من کوچ کرده و بیاید"" [ شنبه بیست و یکم آبان 1390 ] [ 20:31 ] [ سعید پارسایی زاده ]
لا یَومَ کَیَومِکَ یا اَبا عَبدِالله
عده ای از راویان که نام آن ها در کتاب ""غیاث سلطان الوری لسکان الثری"" ذکر شده و با اسنادی از ""ابی جعفر محمد بن بابویه قمی"" از امام صادق (ع) و پدران بزرگوارش (ع) نقل شده که : روزی امام حسین (ع) نزد برادر خود امام حسن (ع) رفت ،هنگامی که امام حسین (ع) برادر را دید شروع به گریستن کرد، امام حسن فرمود :" چرا گریه می کنی؟" امام حسین (ع) فرمود :" گریه ام به خاطر مصایبی است که بر تو وارد می شود." امام حسن (ع) فرمود :"ستمی که بر من وارد می شود در اثر زهری است که آن را به من می نوشانند ؛ اما هیچ روزی مانند روز تو نیست ابا عبدالله... که در آن روز سی هزار نفر که همگی مدعی اسلام و از امت جد ما(ص) می باشند تو را محاصره می کنند و برای کشتن تو و ریختن خونت و هتک حرمتتت و اسارت اهل بیتت و غارت اموالت همدست می شوند. پس هنگامی که مرتکب این اعمال شدند،خداوند لعنت خویش را شامل حال بنی امیه می کند و از آسمان باران خون و خاکستر می بارد و همه کاینات حتی حیوانات وحشی بیایان ها و ماهیان دریا برای تو گریه می کنند" [ شنبه بیست و یکم آبان 1390 ] [ 20:30 ] [ سعید پارسایی زاده ]
سفر دردناک پیامبر
و اینگونه نقل کرده اند: دو سال از ولادت امام حسین (ع) سپری شده بود که سفری برای پیامبر(ص) پیش آمد، در بین راه بود که آن حضرت ایستاد و فرمود : ""اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیهِ راجِعُون."" و شروع به گریستن نمود، همراهان حضرت (ص) علت گریستند را پرسیدند،حضرت فرمودند : " جبرییل همینک نزد من بود و به من اینگونه خبر داد که فرزند من (حسین) را در سرزمینی که کنار رود فرات است و آن را کربلا می گویند، به شهادت می رسانند." عرض کردم :یا رسول الله ؛ چه کسی او را می کشد؟ پیامبر (ص) فرمودند : "شخصی به نام یزید که خداوند او را لعنت نماید ، و گویی که اکنون قتلگاه حسین و مدفن او را می بینم"
و نخستین مرثیه خوان حسین.....
رسول خدا(ص) با حزن فراوان از این سفر بازگشت، بالای منبر رفت ، ودر حالی که امام حسن و امام حسین (ع) نیز در پای منبر آن حضرت بودند ، خطبه ای خواند که در آن خطبه مردم را پند و موعظه داد ، پس از آن که حضرت خطبه را به پایان رسانید ،دست راست خویش را بر سر امام حسن (ع)گذاشت و دست چپ خود را بر سر امام حسین (ع) نهاد،سر مبارک را به سوی آسمان بلند کرد و اینگونه فرمود: ""بارالها؛ به درستی که محمد بنده و پیغمبر تو می باشد و این دو تن از پاکان خاندان من و فرزندان برگزیده من و خانواده ی من هستند، من اینان را پس از خود در میان امتم به جای می گذارم. پروردگارا ؛ جبرییل به من خبر داده است که این فرزندم (حسین) را به خواری خواهند کشت . بارالها؛ این شهادت را بر وی مبارک گردان و او را سور و سید شهداء قرار ده. خدایا ؛برکت خود را از قاتل و ذلیل کننده ی او بردار."" راوی می گوید: پس از آن که سخنان پیامبر (ص) تمام شد ، حاضرین در مسجد شروع به ناله و زاری نمودند و های های گریه کردند، پیامبر فرمود:" آیا فقط بر او گریه می کنید و دست از یاری او می کشید؟ "
[ شنبه بیست و یکم آبان 1390 ] [ 20:28 ] [ سعید پارسایی زاده ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||